درباره همه چی هست : هنری و سینمایی و اجتماعی و غیره .....
این بیوگرافی ها رو از سایت سیستم کارگردان آوردم که کامل هستن و به علاوه درست و توش نوشته شده که بازیگرایی که با هم ازدواج کردن یا از هم جدا شدن . اونایی که ننوشته یعنی نبودن با هم . نظرتون رو بگین در این باره بی نظر نمونه همش . بیوگرافی داریوش فرهنگ : بیوگرافی سارا خوئینی ها: بیوگرافی یوسف مرادیان : بیوگرافی نسرین مقانلو:
زمینه فعالیت کارگردان، فیلمنامهنویس، بازیگر
ملیت ایران
تولد ۶ آذر ۱۳۲۶ آبادان
نام دیگر داریوش فرهنگ درخشانی
همسر سوسن تسلیمی (طلاق گرفتند) رزیتا اربابیان (اکنون)
فرزندان مانی
داریوش فرهنگ درخشانی (زاده ۶ آذر ۱۳۲۶ در آبادان) کارگردان، فیلمنامهنویس و بازیگر ایرانی است. نخستین ساخته تلویزیونی داریوش فرهنگ، مجموعه سلطان و شبان نام داشت که پخش آن در سالهای آغازین دهه ۶۰ خورشیدی با استقبال زیادی روبرو شد.
داریوش فرهنگ در خانوادهای متوسط در آبادان بهدنیا آمد. او پس از درگذشت پدرش در ۸ سالگی بههمراه خانواده به شهر کرمان (زادگاه مادرش) مهاجرت کرد. دوران دبستان و دبیرستان را در کرمان گذراند و پس از آنکه در دانشگاه پذیرفته شد به تهران رفت.
او در سال ۱۳۵۲ در رشته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد.داریوش فرهنگ فعالیت در تئاتر را از سال ۱۳۴۵ آغاز کرد و در سال ۱۳۴۷ گروه تئاتر پیاده را بنیان گذاشت. نخستین فعالیت سینمایی داریوش فرهنگ با بازی در فیلم کوتاه سلندر (واروژ کریممسیحی) در سال ۱۳۵۹ بود. پس از آن با فیلمنامهنویسی و کارگردانی فیلم ۶۵ دقیقهای رسول پسر ابوالقاسم، فعالیت حرفهای خود را در سینما آغاز کرد. سوسن تسلیمی، بازیگر سینما و تئاتر، همسر پیشین او بود. فرهنگ در بخشهای دیگر صنعت سینما همچون طراحی صحنه و لباس، طراحی تیتراژ، تهیهکنندگی نیز فعالیت داشته است.
فیلمشناسی
کارگردان و فیلمنامهنویس :
* خنده در باران (کارگردان و فیلمنامه نویس ، ۱۳۸۹)
* یک گزارش واقعی (کارگردان و فیلمنامهنویس، ۱۳۸۷)
* راه شب (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۸۵)
* طلسمشدگان (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۸۳)
* رز زرد (کارگردان، ۱۳۸۱)
* تکیه بر باد (کارگردان، ۱۳۷۹)
* شبهای تهران (کارگردان، ۱۳۷۹)
* تولدی دیگر (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۷۷)
* روانی (کارگردان، ۱۳۷۶)
* دیپلمات (کارگردان و فیلمنامهنویس، ۱۳۷۴)
* راه افتخار (کارگردان و فیلمنامهنویس، ۱۳۷۳)
* بهترین بابای دنیا (کارگردان، ۱۳۷۰)
* دو فیلم با یک بلیت (کارگردان و فیلمنامهنویس، ۱۳۶۹)
* طلسم (کارگردان و فیلمنامهنویس، ۱۳۶۵)
* اتوبوس (فیلمنامهنویس، ۱۳۶۴)
* کفشهای میرزا نوروز (فیلمنامهنویس، ۱۳۶۴)
* سلطان و شبان (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۶۱)
بازیگر :
* بیگناهان (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۷)
* روز برمیآید (۱۳۸۵)
* رز زرد (۱۳۸۱)
* معصومیت از دسترفته (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۰)
* تصمیم نهایی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۸۰)
* شلیک نهایی (مجموعه تلویزیونی، ۱۳۷۵)
* دیپلمات (۱۳۷۴)
* سفر (۱۳۷۳)
* دو فیلم با یک بلیت (۱۳۶۹)
* شاید وقتی دیگر (۱۳۶۶)
جایزهها و نامزدیها :
* برنده دیپلم افتخار بهترین فیلم (دو فیلم با یک بلیط) از نهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۶۹)
* برنده سیمرغ بلورین جایزه ویژه هیات داوران (دو فیلم با یک بلیط) از نهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۶۹)
* نامزد سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (دو فیلم با یک بلیط) در نهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۶۹)
* نامزد سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی (دو فیلم با یک بلیط) در نهمین دوره جشنواره فیلم فجر (۱۳۶۹)
* انتخاب فیلم طلسم بهعنوان پنجمین فیلم سال - دومین دوره منتخب نویسندگان و منتقدان (۱۳۶۶)
سارا خوئینی هامتولد :۱۳۵۳ درتهران است ، نام مستعارش ساراوثوقی است و فارغ التحصیل رشته گرافیک است، سارا خوئینی هادارای یک دختر ۱۸ ساله به نام «غنچه» و یک پسر۱۰ ساله به نام «شایان» است، سارا خوئینی ها اولین بار در ۱۵سالگی با بازی در فیلم «گلها و گلوله ها » (ناصر مهدی پور، ۱۳۷۰) بازیگری در سینما را تجربه کرد.از جمله فعالیتهای هنری سارا خوئینی ها عبارتند از :گلها وگلوله ها (ناصر مهدی پور، ۱۳۷۰)دوستان(علی شاه حاتمی، ۱۳۷۸)بالای شهر پایین شهر (اکبر خامین، ۱۳۸۰)نقاب(کاظم راست گفتار، ۱۳۸۳)اسپاگتی در هشت دقیقه (رامبد جوان، ۱۳۸۴)گیسبریده (جمشید حیدری، ۱۳۸۵) ومجموعه های تلویزیونی:معصومیت از دست رفته (داود میرباقری، ۱۳۸۱)بی صدا فریاد کن (مهدی فخیمزاده، ۱۳۸۶)و….متأهل است و همسرشونم
بازرگان هستند هنری نیستن اینو خودم شنیدم از
خبرنگاری که میگم
یوسف مرادیان متولد۱۳۴۹ درتهران.از کودکی در صداوسیمای کرمانشاه به عنوان بازیگر فعالیت کرد.یوسف مرادیان یک دوره بازیگری را در کارگاه آزاد بازیگری گذرانده است.با بازی در فیلم دوستان بهدلیل فیزیک ظاهر و به دلیل حرف و حدیثهایی مبنی بر صحبت چنگیز جلیلوند به جای اودر این فیلم که نقش او یادآور محمدعلی فردین شده که بعدها به دلیل همین شباهت خسروخسروشاهی به جای او صحبت کرد، مشهور شد.از فعالیتهای هنرییوسف مرادیان عبارتنداز:
فیلم نگار :
- آقای رئیس جمهور (ابوالقاسم طالبی ۱۳۷۹ )
- آوازخوان (کاظم معصومی ۱۳۷۹)
- غزل (محمدرضا زهتابی ۱۳۷۹)
- شبهای تهران (داریوش فرهنگ ۸۰/۱۳۷۹)
- بوی گل سرخ (ناصر محمدی ۱۳۸۰)
- لاک پشت (علی شاه حاتمی ۱۳۷۵)
- اصحاب کهف (فیلم / مجموعه فرج الله سلحشور -۱۳۷۶)
- دوستان (علی شاه حاتمی ۱۳۷۷)
- رنجر (احمد مرادپور ۱۳۷۸)
- شک (ساموئل خاچیکیان، داود موثقی ۱۳۷۸)
- چریکه هورام (فرهاد مهرانفر ۱۳۷۸)
مصاحبه با یوسف مرادیان:
- علاقه به بازیگری
من از بچگی عاشق بازیگری بودم و هر فیلمی را که میدیدم خودم را به جای شخصیت اولداستان میگذاشتم، پس از گذشت مدتی به عضویت تئاتر کرمانشاه درآمدم، بعد از پایاندوران سربازیام راهی تهران شدم و در کلاسهای خصوصی امین تارخ شرکت کردم و بافیلم سینمایی «لاکپشت» وارد دنیای سینما شدم، در بازیگری هیچوقت به دنبال دیدهشدن و شهرت نبودم، شاید اگر پیشنهادهای حضور در فیلم و سریالهای تجاری را میپذیرفتمشهرت بیشتری داشتم.
- نقش محبوب
اکثر نقشهایی که بازی کردهام را دوست دارم و با آن به لحاظ عاطفی درگیر شدهامولی نقشی که در اسفندیار یا همان شاهزاده ایرانی ایفا کردهام را بسیار میپسندم،برای این فیلم کاندیدای سیمرغ هم شدم، به طور قطع اگر نسخه سینمایی این فیلم پخششود، به مراتب موفقتر از نسخه سریالی آن است.
- بیشترین تاثیر
در زندگی شخصیام بیشترین تاثیر را از پدرم گرفتهام، ایشان در موفقیت من نقشبسزایی داشتند، نصیحتها و حرفهایی که پدرم در نوجوانی به من میگفت: با سالهاتاخیر و در بزرگسالی به آن رسیدم، اما به لحاظ رفتاری من شباهت زیادی به مادرمدارم و خلق و خویم شبیه اوست.
- بهترین و تلخترین خاطره
بهترین خاطره زندگیام کاندیدا شدن برای سیمرغ بود، آنجا بود که احساس کردم تا حدیتلاشها و زحمتهایی که در این سالها کشیدهام، جبران شده است و بدترین خاطرهامهم از دست دادن برادرم بود که ضربه بزرگی به من و خانوادهام زد.
- آهسته و پیوسته
من برای بازیگریام یک آرمان و اوجی درنظر گرفتهام، آهسته و پیوسته در حال حرکتبه سمت مقصد مورد نظر هستم، من همیشه در خلوتم از خداوند خواسته و میخواهم که بهمن چیزی را بدهد که لیاقتش را دارم، چرا که همیشه از اینکه من را در شرایطی قراردهد که ظرفیتش را نداشته باشم و دچار خودبزرگبینی شوم، میترسم. چندی قبل دوستیاز من پرسید اگر کارنامه هنریات را مرور کنی از کدام تصمیمت پشیمانی؟ من هم درپاسخش گفتم: شاید از هیچ کدام از تصمیمهایی که گرفتم پشیمان نباشم ولی اگر به قبلبرگردم احتمالا در برخی از فیلمهای تجاری که به من پیشنهاد میشد، بازی میکردم.
- شغل دوم
حرفه من بازیگری است و شغل دیگری ندارم، ولی اگر به من بگویند از فردا دیگر نمیتوانیبازی کنی، به سراغ تجارت میروم، هر چند که تاجر خوبی نیستم و چند سال قبل درتجارت، پولی که سرمایهگذاری کرده بودم را از دست دادم.
- آدم آرامی هستم
آدم بسیار آرامی هستم، تا به حال نشده که بد کسی را بخواهم و همه آدمها را دوستدارم، البته به این خصوصیات باید رازدار بودنم را هم اضافه کنم. تا به حال نشده کهراز کسی را فاش کنم، در من به شدت شور زندگی جریان دارد و به نظرم دنیا، بدون عشقو محبت به جهنم تبدیل میشود و بدترین خصوصیاتم این است که وقتی عصبانی میشوم،کنترلنشدنی میشوم، در این شرایط از خودم بدم میآید، البته خوشبختانه این اتفاقبه ندرت در زندگیام میافتد.
- انتقادپذیرم
در کل آدم انتقادپذیری هستم و همیشه از دوستان و بستگانم میخواهم کارهای من رانقد کنند، خانوادهام هم از این قضیه مستثنا نیستند، آنها معمولا کارهای من را بادقت خاصی پیگیری میکنند و ایراد و اشکالهایم را به من گوشزد میکنند، خانوادهامبه ویژه مادرم علاقه زیادی به نقشم در فیلم «دوستان» و «اصحاب کهف» دارند.
- تجربه خوبی بود
یک سال درگیر ساخت سریال کارآگاه علوی بودیم. این سومین تجربه پلیسی من بود. البتهاین کار از حال و هوای تاریخی هم برخوردار بود، تصویربرداریهای آن در شهرکسینمایی انجام گرفت. و پشت صحنه خوبی هم داشت و همانطور که میدانید من در نقشکارآگاه صدری ایفای نقش کردم و بازی در کنار احمد نجفی و کارگردان باتجربهای چونآقای هدایتی برایم فراموش نشدنی است.
- برخورد با مردم
بدون شک بازیگر موفقیتش را مدیون لطف مردم است در کل من ارتباط بسیار خوبی با مردمو عزیزانی که با آنها برخورد میکنم، دارم حرف زدن با آنها انرژی زیادی به من میدهداکثر آنها وقتی من را میبینند بعد از ابراز لطف از من میپرسند بازیگرها چقدر ازاین راه پول درمیآورند و آیا شما پولدارید… من هم در پاسخ آنها میگویم با اینکهاین روزها سینما به یک صنعت تبدیل شده است اما با این اوصاف فکر نمیکنم فردی بهخاطر بیزینسش وارد این عالم شود، چون در آن صورت به سراغ کارهای آزاد میرفت .
نسرین مقانلو متولد ۱ تیرماه ۱۳۴۷ است ، دیپلم کامپیوتر دارد ،همسر وی از فوتبالیستهای سابق بوده ، دارای دو فرزند پسر است و مدتی نیز مقیم کشور آمریکا بوده ، وی بازی در سینما را از سال ۱۳۷۰ با فیلم «قربانی» به کارگردانی رسول صدرعاملی آغاز کرد.
فیلم نگار:
- سوپراستار (۱۳۸۷)
- ماه وش (۱۳۸۶)
- مهمان مامان (داریوش مهرجویی، ۱۳۸۲)
- دختری در قفس (قدرت الله صلح میرزایی، ۱۳۸۱)
- بنبست (فیلم کوتاه، اصغر نعیمی، ۱۳۷۸)
- نابخشوده (ایرج قادری، ۱۳۷۵)
- همسر (مهدی فخیم زاده، ۱۳۷۲)
- همه دختران من (اسماعیل سلطانیان، ۱۳۷۲)
- بازیچه (تورج منصوری، ۱۳۷۲)
- امید (حبیب کاوش، ۱۳۷۱)
- قربانی (رسول صدرعاملی، ۱۳۷۰)
- دو نیمه سیب (۱۳۷۰)
مجموعه های تلویزیونی:
- مختارنامه (داومیرباقری، ۱۳۸۳)
- مسافری از هند (مجموعه تلویزیونی، قاسم جعفری، ۱۳۸۱)
- حس سوم (مجموعه تلویزیونی . مهدی فخیم زاده، ۱۳۸۴)
- آبی، گاهی آسمان (تله فیلم، ۱۳۸۷)
- قلب یخی ( سریال . محمد حسین لطیفی ، ۱۳۸۹ ) {پخش در شبکه خانگی}
مصاحبه با نسرین مقانلو :
نسرین مقانلو با فیلم « قربانی » وارد سینمای ایران شد . پس از آن « امید » . اما اوج کارش فیلم « همسر » ساخته مهدی فخیم زاده بود که در پی آن هنوز هم مردم او را در خیابان با دست نشان می دهند. وی مدتی در امریکا زندگی کرد و پس از بازگشت در سریال « مسافری از هند » ایفای نقش کرد ؛ یعنی نقش سنگین «سیمین » …
بدون اغراق او در این سریال چنان با قدرت ظاهر شد که حتی منتقدان سینمایی هم به بازی زیبای او مهر تأیید زدند. مقانلو در اولین روزهای پاییزی مهمان ما بود. چیزی که در اولین برخورد از آن یکه خوردیم ، برخورد او بود که از هرگونه غروری به دور بود.
زندگی نامه :
نسرین مقانلو در مورد زندگی نامه اش می گوید :
در اول تیر سال ۱۳۴۷ در تهران به دنیا آمدم و دیپلم امور مالی کامپیوتر دارم. حدود ۱۰ سال پیش ازدواج کردم. مدتی در امریکا زندگی می کردم و ۲ سال پیش به ایران بازگشتم. ثمره ازدواجم ۲ پسر به نام های «عرشیا» و « آرمین » ۸ و ۳ ساله است.
مقانلو در مورد پدرش می گوید : او موسیقی کار می کرد و در اصل ضرب و تمپو می زد. من از دوران طفولیت با پدرم به تئاتر می رفتم و همان تئاتر رفتن ها باعث شد به هنر علاقه مند شوم.
فکر می کنید تنها برادر نسرین مقانلو که باشد ؟ بله ، « بیژن مقانلو » است که قهرمان تکواندو بود و در حال حاضر مربی تیم ملی جوانان ایران است. تک خواهر وی نیز در امریکا سکونت دارد.
کودکی مقانلو
در محله « فتح علیشاه » به دنیا آمدم و در آنجا زندگی کردم. بچه سر و زبان دار و شیطانی بودم. درسم را تا حد درس دوست داشتم و بیشتر به کارمندی علاقه داشتم ، گرچه پدر و مادرم مخالف هنر من بودند ، به خصوص مادرم که همیشه می گفت :
« اگر چیزی که دوست داری به آن برسی ، اما نرسی ، سرخورده می شوی ، پس سعی کن اگر می خواهی هنر را دنبال کنی ، جدی دنبال کنی ». و این حرف از آن زمان آویزه گوشم بود تا به امروز.
حالا که خودم مادر شده ام ، دوست دارم فرزندانم در کاری که دوست دارند ، فعالیت کنند. من هم دوست دارم فرزندانم اگر به این رشته علاقه دارند ، این کار را دنبال کنند.
اما شوهر مقانلو از فوتبالیست های سابق تیم ملی ایران و باشگاه پاس به نام کمال خلیلیان است و در حال حاضر نمایشگاه اتومبیل دارد ، البته لیسانسیه آرشیتکت نیز هست.
مقانلو درباره شوهرش می گوید : او در دوران راهنمایی تئاتر می نوشت و من با بچه ها آن را بازی می کردیم در سن ۲۲ سالگی یک تئاتر کار کردم و بعد به بنیاد فارابی رفتم و آنجا بودم که رسول صدرعاملی مرا برای فیلم « قربانی » در سال ۱۳۷۰ انتخاب کرد. در فیلم « قربانی » نقش عروس خانواده ای را بازی می کردم که زنی مستقل بود و از آنجا بود که به ترتیب در فیلم های امید ، بازیچه ، همه دختران من ، همسر ، نابخشوده ، بن بست و شیاد بازی کردم.
انتخاب نقش ها
دوست دارم نقش هایی را بازی کنم که مشکلات مردم را بیان می کند ، همچنین دوست دارم در سناریویی بازی کنم که فیلم نامه قوی داشته باشد ؛ چون فیلم نامه قوی باعث می شود که یک بازیگر با روحیه ای دو چندان به ایفای نقش بپردازد.
مقانلو همزمان با بازی در تئاتر توانست به تلویزیون هم رو آورد. سریال « لبخند و زندگی » را می شود از اولین کارهای تلویزیونی او دانست. در سریال لبخند و زندگی او با ثریا قاسمی همبازی بود و در نقش « سمیرا » ایفای نقش کرد. مقانلو در مورد فیلم « همسر» که مهدی فخیم زاده آن را ساخته است ، در نقش اولین پلیس زن ایران بازی کرد.
گرچه عده ای به من می گویند نقش منفی بازی کردی ، اما باید به یاد داشته باشیم که بازی در نقش منفی کاری بس دشوار است
وی در این باره می گوید :
در آن زمان محدودیتهایی داشتیم ، اما با این حال « همسر » بیننده های زیادی را جذب کرد ، پس از این کا در سال ۷۲ ازدواج کردم و پس از دو سال و نیم به ایران بازگشتم و در فیلم « نابخشوده » ایرج قادری بازی کردم ، اما از آنجایی که باردار بودم ، پس از « نابخشوده » دیگر بازی نکردم و دوباره به امریکا رفتم و در سال ۷۸ به ایران بازگشتم و در فیلم « بن بست » بازی کردم.
مقانلو در مورد فیلم « همسر » که در زمان اکران بسیار موفق ظاهر شد می گوید :
هنوز پس از گذشت ۱۰ سال از پخش آن فیلم مردم وقتی مرا می بینند ، به من می گویند : شما همان خانمی هستید که در فیلم « همسر » در نقش آن پلیس زن ظاهر شد.
من فیلم « همسر » را به خاطر نقشی که در آن بازی کردم دوست داشتم ، اما نقشم در فیلم « امید » را نیز بسیار دوست داشتم ؛ چون نقشی بسیار عاطفی بود .
مسافری از هند
مطبوعات نمی دانستند که من از امریکا بازگشته ام ، گویا قاسم جعفری شنیده بود که من به ایران بازگشته ام ، از این رو با من تماس گرفت و گفت برای بازی در سریال « مسافری از هند » که تصویربرداری اش سه ماه و نیم طول کشید ، بازی کنم.
گرچه عده ای به من می گویند نقش منفی بازی کردی ، اما باید به یاد داشته باشیم که بازی در نقش منفی کاری بس دشوار است. به هر حال با این نقش کنار آمدم و از بازی در این سریال راضی هستم ، البته عده ای هم می گویند برای بازی با توجه به داشتن پسری بزرگ ، بسیار جوان بودم ، اما باید بگویم که من زنان زیادی را دیده ام که در سن کم برای مثال ۱۴ ، ۱۵ سالگی ازدواج کرده اند و باردار شده اند.
زمانی با روحیه نامتعادل
دوست دارم نقش زنی را بازی کنم که از نظر روحی دچار مشکل باشد و شخصیت ثابت درستی نداشته باشد.
تاکنون من نقش های زیادی را بازی کرده ام و از همه شان راضی هستم ، اما دلم می خواهد نقشی را بازی کنم که به خاطر فشار و مشکلات زندگی تعادل روحی اش از بین رفته است.
از مقانلو می پرسیم که در حال حاضر مشغول چه کاری است و او می گوید :
پس از سریال مسافری از هند پیشنهادهای زیادی به من شده و قرار است در نقش جدیدی بازی کنم ، اما اجازه بدهید قراردادم تمام شود ، بعد آنها را بازگو کنم.
سینمای ایران و …
در مدت اقامت در امریکا چه کاری می کردید و به نظر شما فرق سینمای ایران با امریکا چیست ؟
« کار خاصی نمی کردم جز خانه داری. در رابطه با اختلاف سینمای ایران با دنیای غرب باید بگویم اختلاف که زیاد است ، سینمای ما به خاطر فرهنگش چیز دیگری است ، اما از لحاظ تکنیک و تکنولوژی ، مسلماً آنان قوی تر هستند».
الگوهای بازیگری
من کسی را به عنوان الگو قرار نمی دهم ؛ زیرا دوست دارم سبک خودم را داشته باشم ، اما همه بازیگران ایرانی را دوست دارم.
تمامشان بازیهای خوبی را از خود ارائه می دهند.
اگر راستش را بخواهید ، دلم نمی خواهد از بازی کسی تقلید کنم ، اما بازی علی نصریان ، انتظامی ، پرستویی و کیانیان را دوست دارم.
بد نیست بگویم که از بازی لعیا زنگنه نیز خوشم می آید ، فکر می کنم اگر پیشنهادهای خوبی به او شود ، می تواند در سکوهای بالاتری قرار گیرد ، گرچه نباید از بازی تهرانی در « قرمز » و نیکی کریمی در « دو زن» و « واکنش پنجم » بسادگی گذشت ، آنها به واقع در آن فیلم ها خوب ایفای نقش کردند …
دوست دارم ، کسی رو به رویم بازی کند که کار را جدی بگیرد ، چون برایم مهم است که بازیگر رو به رویم حسش را به درستی انتقال دهد.
ورزش:
من به شنا و والیبال علاقه زیادی دارم ، پیاده روی را هم دوست دارم ، البته فرزندانم به من اجازه نمی دهند به کار دیگری بپردازم.
سینما هم وقتم را می گیرد ؛ از این رو نمی توانم ورزش را دنبال کنم . گرچه با برادرم تا کمربند آبی تکواندو کارکردم ، اما دیگر ادامه ندادم.
خانواده ام کمکم کردند
تصویربرداری « مسافری از هند » سه ماه و نیم طول کشید که خانواده ام در طول این مدت بسیار کمکم کردند و جا دارد از همه شان تشکر کنم. البته خاطره ای هم از « مسافری از هند » دارم ؛ زمانی که فرزندانم کارم را دیدند ، بسیار تعجب کردند که من آنقدر عصبانی ظاهر شدم ، تا حدی که تمام دیالوگ های مرا در سریال حفظ می کردند.
عرشیا ( پسر بزرگم ) خیلی دوست داشت نقش پسرم فرزاد ( حمید گودرزی ) در « مسافری از هند » بازی کند ، یک مقدار هم استعداد بازیگری دارد و از من می پرسد : مامان ! زمانی که بزرگ شدم می توانم نقش فرزاد را بازی کنم ؟
و من هم می گویم : بله .
در قسمتهای پخش شده از سریال « مسافری از هند » من در جاهایی که گریه می کردم ، بچه ها هم با من گریه می کردند ، البته من می خواستم تلویزیون را خاموش کنم ، اما از آنجا که مشغول ضبط این سریال بودم ، نمی توانستم تلویزیون را خاموش کنم و بچه ها بغل پدرشان رفتند.
در این جا از شوهرم هم تشکر می کنم که در زمان تصویربرداری فیلم کمک من بود
:ادامه مطلب:
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










