درباره همه چی هست : هنری و سینمایی و اجتماعی و غیره .....
بعضی عشق ها مثله قصه نوحه, از ترس طوفان میان سراغت, بعضی عشق ها مثله قصه ی ابراهیمه, باید همه چیزتو براش قربانی کنی, بعضی عشق ها مثله قصه مسیحه, آخرش به صلیب کشیده میشی, اما بیشتر عشق ها مثله قضیه موساست, یه کم که دور میشی یه گوساله جاتو میگیره.
tak derakhte zendeghim sokht bezar jangal besozad بوی باران می دهد باز ، لحظه های خداحافظی خداوندا پریشانم خدا می فرماید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم تو ای واﻻترین مهمان دنیایم بدان آغوش من باز است شروع کن، یک قدم با تو تمام گام های مانده اش با من
دکتر شریعتی می گوید "عشق تنها کار بی چرای عالم است " هروقت دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا ببینی چقدر دل شکستی هروقت دلشان را به دست اوردی میخی را از روی دیوار بکن تا ببینی چقدر دل به دست اوردی هروقت دلشان را به دست اوردی میخی را از روی دیوار بکن تا ببینی چقدر دل به دست اوردی ما چه فایده...؟؟ که جای میخ ها بر روی دیوار می ماند !!! تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است پس همیشه امید داشته باش . . . شاعر و فرشته ای با هم دوست شدند فرشته پری به شاعر داد و شاعر ، شعری به فرشته . شاعر پر فرشته را لای دفتر شعرش گذاشت و شعرهایش بوی آسمان گرفت و فرشته شعر شاعر را زمزمه کرد و دهانش مزه ی عشق گرفت . خدا گفت : دیگر تمام شد ؛ دیگر زندگی برای هر دوی شما دشوار می شود . زیرا شاعری که بوی آسمان را بشنود ، زمین برایش کوچک است ؛ و فرشته ای که مزه ی عشق را بچشد ، آسمان ...
برای همسایه ای که نان مرا ربود نان
، بارالها برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی، برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم این جغرافیا نیست که جهان سومی بودن را تعیین می کند , آدم ها هستند ! اشتباه نکنید ! جهان سوم جا نیست ، شخص است ! جهان سوم ما هستیم , جهان سوم طرز تفکر ماست نه آن مرزهایی که داخلش زندگی می کنیم چرا روزهای لطیف کودکی از خاطرمان محو شده است بیایید دل کوچکمان را از اسارت رها کنیم اجازه بدهیم کنجکاوی کند, پیروز شود و حتی زمین بخورد اگر کسی به احساسمان سیلی زد بلند گریه کنیم خجالت نکشیم بیایید صندوقچه خاطرات را بگشاییم و در لطافت آن روزها نفس تازه کنیم و ارزو کنیم آرزوهای بزرگ بیایید آرزو کنیم که توقعات کوچکمان هرگز بزرگ نشود / چرا از وقتی شنیده ایم بزرگ شده ایم صداقت کودکی مان رافراموش کرده ایم چراتمام سادگی و لطافت و صمیمیت کودکی را درصندوقچه خاطرات گذشته ان رابه بایگانی ذهن سپرده ایم اصلاچه کسی گفته است ما بزرگ شده ایم تنهادلتنگیهایمان بزرگتر شده است چرا از وقتی به ما گفتند بزرگ شدهایم یادمان رفت مثل دوران کودکی بیریا حرف دلمان را بزنیم هروقت نتوانستی کسی را فراموش کنی بدان هنوزتو در خاطرش هستی خدایا تو چه گسترده می بخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح می گوییم . برای موفق شدن، مرزی است در بی باکی که باید به آن رسید، اما از آن عبور نکرد kash mishod maghzo hadaf mand kard be jaye abo bargh!!! روزگار غریبی است . من تو را دوست دارم. . . تو دیگری را. . . و دیگری مرا… و در این میان… همه تنهاییم گر چه خداوند بی مکان ، بی زمان و بی نهایت است اما به قدر فهم ما کوچک میشود ، به قدر نیاز ما فرود میآید و به قدر آرزوی ما گسترده میشود و به قدر نیاز ما کارگشا میشود دختران روستابه شهرفکرمیکنند،دختران شهردرآرزوی روستامی میمیرند،مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکرمیکنند،مردان بزرگ درآرزوی آرامش مردان کوچک میمیرند،پروردگارا،کدامین پل درکجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمیرسد aftab gardan donbale khorshid migasht nagahan setareyi cheshmak zad aftab gardan sarash ra payin andakht ary golha hich vaght khianat nemikonand kasi az query sar dar miare? مگر چند بار به دنیا می آییم که این همه می میریم ؟! آدم های دنیای من ، فعل هایی را صرف میکنند که برایشان صرف داشته باشد!!! khosh be hale benzin !!!onam azad shod ama ........ مردی به همسرش این گونه نوشت: عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم. عشق تو همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد: عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.ریز هزینه ها: 1.با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم. 2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم. 3..صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد. 4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم. 5.سایر موارد 40 بوس. نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوار درگذرگاه زمان ، خیمه شب بازی دهر ، با همه تلخی و شیرنی خود می گذرد ، عشق ها می میرند ، رنگها رنگ دگر می گیرند و فقط خاطره هاست که چه شیرین و چه تلخ دست نخورده به جا می ماند. ازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت . پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت . کنج تنهایی ما را به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت. درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت. خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت. رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد. چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت . بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند ؟ آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سقف آرزوهایت را تا جائی بالا ببر که بتوانی چراغی به آن نصب کنی. دوست مثل کفش میمونه و دوستی مثل جاده، چقدر سخته وسط جاده بفهمی پا برهنه ای!!!! هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد....به همین دلیل....ناشی به دنیا آمدیم و خام خواهیم رفت!!!" به یه ترکه میگن قشنگترین شهر دنیا کجاست میگه سانفرانسیسکو.. میگن بنویس میگه غلط کردم بم برای اینکه به یه نفر بگی که چقدر دوسش داری و چقدر برات مهمه اونقدر منتظر نمون تا اینکه بالاخره دیر بشه چون وقتی که اون یه نفر بره دیگه مهم نیست که تو چقدر بلند فریاد میزنی و گریه میکنی چون دیگه نمی تونه صداتو بشنوه دست خودمان نیست که روی حرفمان نمی مانیم؛ ما بر زمینی ایستاده ایم که هر روز خودش را دور می زند !!!!! ای ابربراین خلق گرفتار ببار تارویش امید به سر خار ببار تاروشنی ظلمت پندار ببار تاحق حق حلاج ز سر دار ببار تا وسوسه ی بوسه ای از یار ببار ...بر کوچه ببار برخانه ببار بر صومعه همواره به تکرار ببار بر دیرین بزک چهره ی اشرار ببار بر ثانیه بی پرده تراز تار ببار بر گریه ی معشوقه ی بی یار ببار ای ابر ببار امشب ای ابر ببار تا پاکی این مشرک عیارببار قرارمان فصل انگور! شراب که شدم بیا... تو جام بیاور من جان برای کشتن پروانه او را له نکن ! بالهایش را بچین ، خاطرات پرواز او را خواهد کشت کوچک باش و عاشق، که عشق خود میداند آیین بزرگ کردنت را! بوش و بلر و احمدی نژاد میمیرند میروند جهنم... بعد از یه مدت دلشون برای کشورشون تنگ میشه میرن به شیطان میگن بذار به کشورمون زنگ بزنیم.شیطان میگه باشه ولی گرونه ها بوش 5 دقیقه حرف میزند..شیطان میگه 100 میلیون دلار..بلر 3 دقیقه حرف میزنه شیطان مبگه 20 میلیون پوند..احمدی نژاد میره نیم ساعت حرف میزنه..شیطان میگه مجانی بود..... . بوش و بلر اعتراض می کنند میگن چرا؟ شیطان میگه از جهنم به جهنم زنگ زدن تلفن داخلی حساب می شه لباس و کفش کرهای که میپوشیم، ماشین کرهای که سوار میشویم، سیگار کرهای که میکشیم، تلویزیون و کامپیوتر و یخچال و ماشین لباسشوییمان هم که کرهای است، جومونگ و یانگوم را هم که بیشتر از رستم و رودابه میشناسیم؛ بیایید این تیم کره جنوبی را هم بعنوان تیم ملی بپذیریم! باشد که از جام جهانی بیشتر لذت ببریم دوست دارم مسافری باشم بی هیچ کوله باری از زمین دنیای گنگ... مسافر یک جزیره... دور تا دور آب... من باشم و یک دل و یک خدا... من باشم و تمام تنهاییم... من باشم و لحظه های مقدس نیاز... من باشم و منو ... منو ... منو ... منو ... خدا و بس لبخند بزن … فردا روز بدتری است مادر پیر مرا ، نکته ای زیبا گفت : هرچه شب با من زیست از بد دنیا گفت گفت پروانه مشو که به سرگردانی لای انگشت کتاب سال ها می مانی فکر طاووس مباش که به عیبت خیزند وز چه کژدم نشوی که ز تو بگریزند گر شوی شعله ی شمع از تو می پرهیزند گر شوی اشک به چشم زیر پایت ریزند زندگی آیینه نیست که در او می نگری زندگی خاک ره است که بر او می گذری گرچه غم همره اوست دل به اندوه مبند چون خم حافظ باش خون به دل باش و بخند
سلام بده به شب ، به خواب ، دم دمای خداحافظی
چقدر معصومانه واژه ها را طی می کردی
حالا رسیدی به آخرین هجا های خداحافظی
دست هایت را موقع رفتنت خوب نگاه کن
ببین چقدر پاک و روشنست برای خداحافظی !
حالا که رفته ای واژه های تازه هم گریه می کنند
نگاه کن چه عالمی دارد این گریه های خداحافظی
بگو وقتی می رفتی چرا چشم هایت همچنان تَر بود؟
تنها آرزویت چه بود آن آخرین دقیقه های خداحافظی
چه میخواهی تو از جانم
مرا بی انکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا !!!
اگر روزی بشر گردی زحال بندگانت باخبر گردی
پشیمان میشوی از این خلقت ، از این بودن ، از این بدعت
خداوندا !!!
تو مسئولی
تو خود میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است!!!!!!!!!!!

زیرا دیگر نه می تواند پرواز کند و نه بمیرد.
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |










